سلام به همه دوستان
من هم از همه شما ممنونم که تشکر کردید
با عرض شرمندگی که من در حال حاضر سربازم و تا 1/2/89 که تمام شودنمی توانم مطالب جدید بگذارم
/* /*]]>*/ 1. رفاقت تعطیل ./ 2.کمتر حرف بزنم بیشتر گوش کنم ./ 3.احساسات بی معنی اند ./ 4.به هیچ چیز دل نبندم ./ 5.از شکست هرگز نترسم ./ 6. با جاهل و کودک بحث نکنم ./ 7. از شوخی بپرهیزم ./ 8.برای کسی تب کنم که برام بمیره ./ 9. دروغ عمر انسان را به فنا می دهد ./ 10 . پول خیلی چیزها را عوض می کند ./ 11. هیچ زمان دست از تکرار و تمرین بر ندارم ./ 12 . خودم رو بزرگتر از آنچه هستم نشان ندهم ./ 13 . اگر ایمان داشته باشم می توانم کوه را جابه جا کنم ./ 14 . آنچه نمی کشد قویتر می سازد ./ 15 . برای رسیدن به هدفم هر کاری انجام دهم ./ ۱۶. بعضی ها مثل قطار شهربازی هستند از بودن با اونها لذت می بری اما باهاشون به جایی نمی رسی./ ۱۷.کسی رو مسخره نکنم شاید قهرمان دنیای خودش باشد ./
نمي دونم شما تا حالا در مورد واژه
خالی بندی فكر كردين كه ممكنه سابقه ي
ديرينه اي هم واس خودش داشته باشه؟
این روزها عبارت خالی بندی به معنی
دروغ گرفتن و لاف زدن رایج شده است
اما پیشینه این واژه به دهها سال پیش
یعنی زمان سلطنت رضا شاه بر می گردد !
نقل می کنند که در زمان رضاشاه بدلیل
کمبود اسلحه، بعضی از پاسبانهایی که
گشت می دادند فقط غلاف خالی اسلحه
یعنی همان جلدی که اسلحه در آن قرار
می گیرد را روی کمرشان می بستند و در
واقع اسلحه ای در کار نبود. دزدها و
شبگردها وقتی متوجه این قضیه شدند
براي اينكه همديگر را مطلع كنند به هم
میگفتند که طرف "خالی بسته" و
منظورشون این بود که فلان پاسبان
اسلحه ندارد و غلاف خالی اسلحه را دور
کمرش بسته به اين معني كه در واقع
برای ترساندن ما بلوف می زند که اسلحه
دارد و روی همین اصل بود که واژه خالی
بندی رواج پیدا کرد. ولي اين واژه هيچ
ارتباطي به دروغگويي و لاف زدن به
صراحت زمان حاضر نداشت. حالا چرا در
این چند دهه ي اخیر این واژه متداول
شده و همچنان هم رو به تزايد است مشخص
نيست ولي شايد باید آن را به حساب
شيوايي بيش از حد زبان فارسي و غیر
منتظره بودن اعمال ما ایرانی ها گذاشت
که خیلی از کارهامون از روي يك روش
منطقی و نشات گرفته از يك اعتقاد راسخ
نیست بلكه احساسی، الگويي و متاسفانه
قابليت جوگير! شدن هم هست. البته شاید
هم در دوران گذشته نیازی به کاربرد
این کلمه به تعبير فعلي نبوده چون
هیچوقت جامعه ما این همه خالی بند
نداشته است!
روان شناسي خالي بندي
نگارش یافته
توسط محمود قوچانی
تقريبا همه دروغ مي گويند، اما دروغ
داريم تا دروغ ! جان هالند راست مي
گويد دروغ داريم تا دروغ : دروغ شاخ
دار، دروغ مصلحت آميز، دروغ كودكانه
و... اما دروغ هاي بي خطر يا كم خطري
هم هست كه همه ما در زندگي روزمره مان
زياد گفته يا شنيده ايم. در زمانه اي
كه مي شود به كمك انواع روش هاي
ارتباطي، ياد بگيريم كه صادق باشيم و
با يكديگر با احترام رفتار كنيم، چرا
به دروغ گويي عادت كرده ايم و چگونه
مي توانيم از شر اين عادت مزاحم، خلاص
شويم؟ روان شناسان به اين پرسش ها،
پاسخ هاي علمي و دقيقي مي دهند.
روان شناسان به اين افراد مي گويند: دروغ گوهاي مرضي. دروغ گوهاي مرضي، دروغ مي گويند تا در خيال خودشان از حريمشان محافظت كنند، دوست داشتني و موجه به نظر برسند، به منافع مادي يا اجتماعي بيشتري دست پيدا كنند و يا اين كه از مجازات فرار كنند. البته در بيشتر مواقع، آن هايي كه از چنين افرادي دروغ مي شنوند، خودشان تا درجاتي متوجه اند كه فرد مقابلشان دارد دروغ مي گويد و چه بسا كه دلشان هم براي آن فرد بسوزد كه چرا چنين ذهن بيماري دارد. دستة ديگري از دروغ گوها هستند كه حساب شده، عامدانه و براي كسب منافع شخصي، دروغ مي گويند و اين كار را هم زياد و به صورت حرفه اي انجام مي دهند. روان شناسان، اين افراد را جزو شخصيت هاي ضداجتماعي طبقه بندي مي كنند. اين گروه معمولا زياد سر و كارشان به پليس، دادگاه و زندان مي افتد. دروغ گويي معمولا با گذشت زمان، بدتر و بدتر مي شود. چرا كه اصل بر اين است كه وقتي آدم يك دروغ مي گويد، بعدها ناچار مي شود كه براي رفع و رجوع آن دروغ، دروغ هاي بيشتري بگويد.
2- تمرين حقيقت چرا؟ : اصلا چرا دروغ مي گوييم؟ روان شناسان، برخي از مهم ترين دلايلي را كه باعث مي شود دروغ بگوييم، اين گونه فهرست مي كنند: مي خواهيم از درگيري پرهيز كنيم. نمي خواهيم باعث خشم يا صدمة كسي بشويم. نمي خواهيم احساسات كسي را جريحه دار كنيم. مي خواهيم كسي را تخريب يا روحيه اش را تضعيف كنيم. مي خواهيم احترام و تحسين ديگران را جلب كنيم. دوست داريم به قدرت بيشتري برسيم. نمي خواهيم با حقيقت تلخي دربارة خودمان مواجه شويم. دوست نداريم به اشتباهاتمان اعتراف كنيم. مي خواهيم فعلا روي قضيه اي را بپوشانيم، به اين اميد كه شايد بعدا اوضاع، بهتر شود.
جالب اين كه خيلي از مواقع، ممكن است نيت شخص دروغ گو هم خيرخواهانه باشد، هر چند كه دروغ گويي در اكثر مواقع، ريشه در خود شخص و خودخواهي شخص دروغ گو دارد. اما سؤال مهم تر، اين است كه آيا مي توانيم با يادگيري و تمرين مهارت هاي ويژه اي، خودمان را مقيد كنيم كه هميشه و تحت هر شرايطي، حقيقت را بگوييم و از دروغ گويي خودداري كنيم؟ پاسخ روان شناسان، اين است كه بله، اين كار در بيشتر مواقع امكان پذير است، اما به تمرين و ممارست نياز دارد. بايد ياد بگيريم الگوهاي فرار از حقيقت را كه در ذهنمان شكل گرفته، كم كم از بين ببريم تا بتوانيم نوعي رابطة سالم و احترام آميز را با مخاطبانمان سر و شكل بدهيم.
3- تغيير ذهنيت با فرض اين كه شخص دروغ گو از نظر رواني دچار مشكل حادي نيست، روان شناسان مي گويند كه دروغ گو به خاطر فقدان مهارت، دست به نوعي انتخاب اشتباه مي زند و از بين راست و دروغ، دروغ را انتخاب مي كند تا به زعم خودش، شرايط را به نحو مؤثري مديريت كرده باشد. دروغ گويي هاي بي خطر يا كم خطر نيز در بيشتر موارد، صرفا ريشه در يك تنبلي ذهني دارد و به شكل يك عادت غلط در روح و روان شخص دروغ گو رسوخ مي كند. روان شناسان اعتقاد دارند براي كسي كه به دروغ گويي عادت كرده، بهتر اين است كه اول از همه، ذهنيت (mindset) خودش را تغيير بدهد تا بتواند راست گويي مهارتي (skillful honesty) را بياموزد و به كار ببندد.
4- تصميم عجولانه، ممنوع چه چيزي باعث مي شود ما به اين فكر بيفتيم كه دروغ گفتن، بهترين راه حل در وضعيت موجود است؟ چه ترسي در پشت اين انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از اين كه اشتباه كرده باشيم؟ ترس از اين كه ديگران از ما خوششان نيايد؟ ترس از اين كه قادر نباشيم حقيقت را در قالبي محترمانه، قابل پذيرش و قابل تحمل عرضه كنيم؟ چرا فكر مي كنيم كه دروغ در شرايط خاصي مي تواند نتيجة خوبي به همراه داشته باشد؟ و... سؤالات بالا را به دقت بررسي كنيد و دربارة پاسخ هايتان عادلانه قضاوت كنيد. وقتي انگيزه هاي دروغ گويي تان معلوم شد، بهتر مي توانيد خودتان را مجهز كنيد تا اگر دوباره سر و كلة ميل به دروغ گويي پيدا شد، آن را از سر راه برداريد. اما قبل از اين كه بخواهيد كاري بكنيد يا عكس العملي از خودتان نشان بدهيد، تمام گزينه هاي احتمالي را بررسي كنيد. دروغ گويي در خيلي از موارد، نتيجة تصميم گيري هاي عجولانه و عاري از تدبير است. وقتي متوجه شديد كه داريد دروغ سر هم مي كنيد، مكث كوتاهي بكنيد و از مخاطب خودتان اجازه بخواهيد تا بار ديگر، سؤال او و شرايط و موضوع مورد بحث را بررسي كنيد. شايد زمان، اين اجازه را به تان بدهد كه سر و ساماني به افكار تان ببخشيد. در همين زمان مي توانيد در كنار بررسي مسأله، نيت و انگيزة خود تان را نيز ارزيابي كنيد.ذهنتان را متوجه شخص يا جملة قصاري كنيد كه شما را به راست گويي دعوت مي كند. چه بهتر كه پيشاپيش، مجموعه اي از اين نوع جملات سودمند و پرمغز فراهم كرده باشيد يا پيشاپيش، فهرستي از كساني را كه دوستشان داريد و مورد احترام تان هستند، گردآورده باشيد. صادقانه از خودتان بپرسيد كه در شرايط كاملا واقع بينانه، اگر راستش را بگوييم، بدترين اتفاقي كه ممكن است بيفتد، چيست؟
5- درك طرف مقابل تصور كنيد شما باعث شده ايد موقعيتي متفاوت از آن چه كه بايد، به وجود بيايد و فرض كنيد كه شما مسبب اين وضع نابهنجار بوده ايد. اگر فكر مي كنيد كه شايد با بحث بتوانيد به يك درك متقابل برسيد و تلخي حاصل از ابراز حقيقت را بگيريد، بهتر است از اين نوع عبارات و جملات استفاده كنيد: شايد اين حرفي كه مي خواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشيد... برداشت من اين است كه... آيا شما هم چنين برداشتي داريد؟ مي دانم كه شايد اشتباه كرده باشم، اما مي خواهم شما هم بدانيد كه... سعي كنيد حتما نشان بدهيد كه احساس طرف مقابل را درك مي كنيد. مثلا ابتدا بگوييد: من درك مي كنم كه تو عصباني هستي و... و سپس نظر خودتان و در صورت امكان، راه حل هاي پيشنهادي تان را ارائه دهيد. سعي كنيد احساستان را به نوعي در كلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل كنيد:
من هم از اين كه فلان كار، رأس زمان مقرر تمام نمي شود، واقعا ناراحتم.
شما مي توانيد اين ناراحتي را در صدا و چهره من ببينيد... سپس توضيح بدهيد كه قصدتان اين نبوده و سريع نتيجه گيري كنيد كه: الان مي خواهم در حضور شما برنامه اي تنظيم كنم كه هر چه سريع تر، كار تكميل شود. و دقيقا مشخص كنيد كه كدام بخش از گفته هايتان واقعيت است و كدام بخش، تصورات و نظرات شماست. اگر اين كار را نكنيد، ممكن است كم كم به سراغ جعل واقعيت و نهايتا سراغ دروغ گويي برويد.
چند روش تمريني براي اينكه هيچوقت خالي نبنديم!
گفتن حقيقت وظيفه ماست!
مسدود كردن آن دسته از مسيرهاي ذهني كه منجر به دروغ گويي مي شود، نياز به تمرين دارد. وقتي شخصي با يك موقعيت خطير و پراسترس مواجه مي شود، ممكن است در يك آن، دوباره به سراغ روش هاي آشناي قديمي براي دروغ گويي برود. روان شناسان توصيه مي كنند با به خاطر سپردن 6 نكته زير، مي توانيم از مهارت راست گويي كه در وجود همگي مان هست، بهره مند شويم. آن ها به ما مي گويند:
۱ـ خونسردي خود را حفظ كنيد. وقتي كه خونسرد باشيد و تمركز حواس داشته باشيد، خيلي راحت تر و بهتر مي توانيد از مهارت هاي خودتان استفاده كنيد.
۲ـ وقتي حقيقت را مي گوييد، ممكن است بعضي ها عكس العمل منفي از خودشان نشان بدهند. البته شايد هم دليل موجهي براي اين ابراز خشم و ناراحتي وجود داشته باشد. مثلا شايد اين حقيقت، نشان دهنده بدقولي شما در اجراي يك قرارداد باشد. اما به هر حال بايد بياموزيد كه اين وظيفة شماست كه مانند يك آدم بالغ و مسؤوليت پذير، در لحظات خشم و ناراحتي مخاطب تان هم در كنار او حضور داشته باشيد. روان شناسان بر اين باورند كه گاهي اوقات، ضعف و خطايي كه در وجود ديگران مي بينيم، ناشي از رويكرد اشتباهي است كه ما خودمان انتخاب كرده ايم. در واقع، اين زاوية ديد خودمان است كه ايراد دارد. شايد از يك زاوية ديگر هم بشود به هر چيزي نگاه كرد. اين مي تواند اولين قدم باشد براي اين كه به مهارت هاي بيشتر برسيد، چرا كه هيچ كس نمي تواند چيزي كه وجودش را باور ندارد، بهبود ببخشد.
۳ـ برنامه ريزي داشته باشيد. مديريت زمان، يكي از كليدي ترين عناصر لازم براي رسيدن به آسودگي خاطر است. وقتي كه مي دانيد چه تعهداتي داريد و چه زماني بايد آن ها را انجام دهيد، بهتر مي توانيد براي آن برنامه ريزي كنيد. اين طوري، كمتر ممكن است در شرايطي گير كنيد كه در آينده مجبور به دروغ گويي شويد.
۴ـ از عذرخواهي نترسيد. تا حالا چند بار مجبور به دروغ گويي شده ايد فقط به اين خاطر كه نخواسته ايد عذرخواهي كنيد؟ وقتي اشتباهي مرتكب شديد، نفس عميقي بكشيد، اشتباه را بپذيريد و بابت عمل يا رفتار اشتباه تان عذرخواهي كنيد. عذرخواهي نه تنها احساس گناه و استرس را از شما دور مي كند، بلكه باعث مي شود آسيب ها و خسارت هاي احتمالي تان نيز جبران شود. به علاوه، اعتراف به اشتباه و عذرخواهي كردن، دو نشانة مهم از شخصيت قوي و روحيه ي بالاست.
۵ـ يك منبع الهام بخش براي خودتان فراهم كنيد. تاريخ پر است از انسان هاي بزرگ و سخنان پرمغزي كه هر كدام مي تواند به ما انگيزه اي قوي بدهد. براي اين كه مهارت هاي راست گويي خودتان را هر از چند گاهي تقويت كنيد، به زندگي اين افراد و سخنان با ارزششان دقت كنيد. ممكن است بدون تجديد قواي اينچنيني، باز هم فيلتان ياد هندوستان كند و...
۶ـ بر روي آن چه بيش از هر چيز ديگري برايتان اهميت دارد، تمركز كنيد. حواس خودتان را متمركز كنيد بر روي رفتاري كه دوست داريد و تصوير ايده آلي كه از خودتان و در ذهن خودتان ساخته ايد. اين تصوير مي تواند شما را در ادامه ي راه هدايت كند و باعث شود انگيزه ي بيشتري براي حفظ مهارت هاي راست گويي و استفاده از آن ها داشته باشيد.
"ازدواج یک
نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا
کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد
قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از
مـهمترین تصمیماتی است که شما در
زندگی خـود می گیرید. من و هـمسرم
چندين سـال پیش با هـم ازدواج
کـردیــم. در آن زمان خیلی از چیزهایی
را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و
مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از
افراد نیز هستند که از همان موارد
مشابه اطلاع کافی ندارند. در اينجا 12
نمونه از بینش هایی را که قبل از
ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن
آگاهی داشته باشند را در این قسمت
برای شما تشریح می کنم. اميد است مورد
توجه قرار گيرد.
1- ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و
طراحی می شود. به همین دلیل در این
امر خیر باید به دنبال رهنمود های
خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را
انجام می دهیم که دیده ایم دیگران
انجام می دهند. افراد مختلف ایده های
متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما
نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد
ازدواج بدانیم و در عین حال باید به
خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد
یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است
در مورد سایر زندگی های مشترک درست از
آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی
باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال
برای شما پیش آمد. به عقیده من باید
مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی
مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید.
از جمله کتاب های مفید در این زمینه
می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش
از اینکه بله بگویید" نویسنده نورمن
رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده
جیم تالی.
2- به نظر من بهتر است پیش از ازدواج
چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید.
مراکز مشاوره ای وجود دارند که می
توانند به شما کمک کنند تا در وهله
اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس
ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی
برای زندگی با شما باشد. سوابق
خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر
جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و
بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش
تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و
تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند
کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.
3- زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی
می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از
قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد.
به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام
می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را
احساس می کنید. در این زمان ناگهان
نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و
از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من
اینکار را کردم؟" برخی از افراد به
این مرحله که می رسند قدری می ترسند و
احساس می کنند که کار اشتباهی انجام
داده اند. باور کنید که این مسئله یک
امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما
شکل می گیرد و بر سر این مطلب که جعبه
دستمال كاغذي باید در کجا گذاشته شود،
با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان
یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش
بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال
در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و
تردید های مختلفی روبرو می شوند.
آگاهی از این مطلب می تواند شما را
آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال
هستید.
4- برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی
موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما
باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد
گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در
یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند
تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید
چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار
کرده و یکدیگر را درک کنید، در
سمینارهای مربوط به ازدواج و زندگی
مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم
تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به
خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید.
با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم
توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.
5- این روزها به دلیل وجود فشارهای
اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید
چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش
از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی
پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان
اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است.
بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم
اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در
پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به
خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم
قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی
باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما
به بسیاری از زوج هایی که به هم در
مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد
می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از
عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای
جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی
شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا
حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان
نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود.
خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط
باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد.
زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ
وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی
برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان
مقدسی است و خداوند خود سزای افراد
هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست
که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام
دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و
روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج
را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی
خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند
جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد
ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری،
حقارت و ناپاکی به دور باشیم. او هم
دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه
محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و
نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت
خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود
دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار
را انجام دهید؟
6- باید بدانید که ارزش های شریک
زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین
باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی
داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت
دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم
سازگار هستند. در طول مدتی که صرف
قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد
یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا
بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است،
چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟
آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟
این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می
باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار
ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای
زندگی مشترک درگیری های چندانی در
مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید،
اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی
مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی
اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چرا که هر
یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش
اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود
را منتقل کند.
7- در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته
با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته
را برای شریک زندگی خود باز کنید، چرا
که درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی
و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق
تری از صمیمت برساند. هر کدام از
طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل
زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه
با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه
مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل
را سورپریز کند. اگر با هم توافق می
کنید که گذشته مربوط به گذشته است و
بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من
به شما قول می دهم که یک روز وقتی
اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از
گذشته می آید و برای شما مشکل درست می
کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس
ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری
وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید
که نمی توانید به طور کامل به طرف خود
اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای
نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید.
این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.
8- هیچ گاه سازش نکنید. درست است که
هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما
استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی
از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به
دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند
شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی
برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید
کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد،
فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم
به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا
"دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است
و می تواند حامی خوبی برای من باشد.
هیچ کدام از این موارد نمی توانند
دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار
روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند
پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی
برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش
های الهی هستند، باشد. هدف اصلی
ازدواج این است که انسان ها ابتدا
بتوانند عشق را در روی زمین احساس
کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ
خود در بهشت بپیوندند. از خداوند
بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را
پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه
خداوند باشید و جان فشانی نکنید.
9- از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید.
زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید
زمان مناسبی است که سؤال های مهم و
کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع
خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در
کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا
شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی
خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی
دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی
برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟
این جمله را کامل کنيد: "زمانیکه
ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."
در مورد رابطه خود با والدین جنس
مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال
پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با
والدين جنس مخالف می تواند اثر مهمی
بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان
داشته باشد. اگر پدر او با مادرش
بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز
با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این
زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی
کنیم با نام "1000 سؤال برای زوج ها"
10- قبول نامزد به عنوان همسر آینده
مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما
باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش
یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را
بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب
ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز
وجود دارند که شما نیاز به تمرین و
ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام
این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می
شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می
شود که افراد خودشان باشند و بی قید و
شرط به هم عشق بورزند، همانطور که
خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر
فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و
از عزت نفس پایینی برخوردار باشد،
آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز
سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را
واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در
اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از
ازدواج پی می بریم. زمانیکه ما دانه
ای را می کاریم، بالای سر آن نمی
ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود
باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی،
خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها
نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان
هستند و برای این امر نیازمند مراقبت،
اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک
گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد.
هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید،
آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک
زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش
نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.
11- نسبت به انجام هر گونه آزار و
اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان
تاکنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و
حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟
آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید
کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می
شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار
گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را
پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی
سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر
شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد
شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر
شما هم نيست که مورد آزار و اذیت قرار
گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا
شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان
می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک
از این موارد باید یا رابطه را تمام
کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه
به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به
ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را
گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج،
پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد.
همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی
خشونت کسانی می شوند که آنها را می
شناسند. لطفاً این مسئله را جدی
بگیرید.
12- زمانی را نیز به عبادت دو نفری
اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که
وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می
کنید، در مسیری قرار می گیرید که
خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و
پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج
روحانی 3 طرف وجود دارد: شما، خدا،
همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی
از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین
کمک را به شما کند.
13- نکته اضافی: افراد مجردی که بچه
دارند؛
زمانی که پای بچه ها به میان می آید،
لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات
خودشان را با شما در میان بگذارند.
اگر احساسات منفی داشتند، روی این
مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها
بگردید. من به شدت توصیه می کنم که
تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند
تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه
هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه
افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو
طرف بچه داشته باشند همه باید در
مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج
شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از
ازدواج مجدد"
14- نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه
دارد؛
از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من
با احساسات کودکان می توانم هماهنگ
شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها
گوش دهم؟ آیا آنقدر انعطاف پذیری دارم
که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می
توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم
در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و
برای آقایون: آیا می توانم مردانگی
خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را
تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که
همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟
15- نکته اضافی: تست های پزشکی را جدي
بگيريد؛
پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات
روبرو را انجام دهید: تست HIV، هپاتیت
C، هپاتیت B و آزمایش خون
افراد مشهور متولد در
فروردين ماه: فریدون جنیدی ( شاهنامهپژوه و
نویسندهٔ ایرانی) ، بنی صدر (رییس
جمهور پیشین ایران) ، زلمی خلیلزاد (نماینده
دولت بوش در سازمان ملل با تبار
افغانستانی) ، محمد علی فردین (بازیگر
ایرانی) ، هایده (خواننده ایرانی) ،
مجید مجیدی (کارگردان ایرانی) ،
محمدعلی کشاورز (بازیگر ایرانی) ،
خسرو شکیبایی (بازیگر ایرانی) ، ژاله
علو (بازیگر ایرانی) ، چارلی چاپلین (هنرپیشه
انگلیسی)، بیتا فرحی (هنرپیشه ایرانی)
، پوران درخشنده (کارگردان ایرانی) ،
علیرضا افتخاری (خواننده ایرانی) ،
رخشان بنیاعتماد (کارگردان ایرانی) ،
مارلون براندو (هنرپیشه آمریکایی)،
یزدان ( شکافنده اتم )؛ بیسمارک (صدراعظم
آلمان)، ژوزف پولیتزر (روزنامه نگار
آمریکایی)، هنری جیمز (نویسنده
آمریکایی)، ونسان ونگوک (نقاش هلندی)،
نیکیتا خروشچوف (نخست وزیر سابق روسیه)
و تنسی ویلیامز (نویسنده آمریکایی) ،
مریلا زارعی ( هنرپیشه ایرانی ) محمد
رضا گلزار (هنرپیشه ایرانی) ، خشایار
اعتمادی (خواننده ایرانی)
افراد مشهور متولد در اردیبهشت ماه:
عمر خیام (ریاضیدان و اخترشناس ایرانی)
، دکتر محمّد معین (ادیب ایرانی) ،
سیمین دانشور (شاعر ایرانی) ، قیصر
امینپور (شاعر ایرانی) ، غلامحسین
بنان (خواننده ایرانی) ، گوگوش (خواننده
ایرانی) ، رهی معیری (شاعر ایرانی) ،
فریماه فرجامی (بازیگر ایرانی) ،
پرویز مشکاتیان (نوازنده ایرانی) ،
اندی (خواننده ایرانی) ، آرش لباف (خواننده
ایرانی) ، رضا عطاران (بازیگر ایرانی)
، بهنوش بختیاری (بازیگر ایرانی) ،
آندره آغاسی (تنیسور امریکایی) ،
همایون شجریان (خواننده ایرانی) ،
آتوسا پور کاشیان (استاد بزرگ شطرنج)
، اونوره دوبالزاک (نویسنده فرانسوی)،
ویلیام شکسپیر (نمایشنامه نویس
انگلیسی)، برتراند راسل (فیلسوف و
نویسنده انگلیسی)، ولادمیر ناباکف (نویسنده
روس)، یوهان برامس (آهنگساز آلمانی)،
سالوادور دالی (نقاش اسپانیایی)، هری
ترومن (رئیس جمهور آمریکا)، روبسپیر (انقلابی
فرانسوی)، کاترین کبیر (ملکه روسیه)،
الیور کرامول (رهبرانقلابی انگلیس)،
نانسی عجزم (خواننده لبنانی) ، ملکه
الیزابت دوم (ملکه انگلیس)، هیتلر (دیکتاتور
آلمانی)، زیگموند فروید (روانشناس
اتریشی)، هنری فوندا (هنرپیشه
آمریکایی)، گری کوپر (هنرپیشه
آمریکایی) و ارسون ولز (کارگردان
آمریکایی) ، سعید شهروز (خواننده
ایرانی) ، پویا امینی (بازیگر ایرانی)
، جواد کاظمیان (فوتبالیست ایرانی) ،
فریدون زندی (فوتبالیست ایرانی) .
افراد مشهور متولد در خرداد ماه:
عزت الله انتظامی (بازیگر ایرانی) ،
ابی (خواننده ایرانی) ، احمد ظاهر (مشهور
متولد در ترین خواننده افغانستان) ،
محسن مخملباف (کارگردان ایرانی) ،
محمدرضا شریفینیا (بازیگر ایرانی) ،
امین حیایی (بازیگر ایرانی) ، سیاوش
قمیشی (خواننده ایرانی) ، رضا کیانیان
(بازیگر ایرانی) ، جواد رضویان (بازیگر
ایرانی) ، هادی ساعی (قهرمان تکواندو
المپیک از ایران) ، شیرین عبادی (وکیل
دادگستری ایرانی) ، امامعلی حبیبی (قهرمان
کشتی ایران) ، فرهاد مجیدی (فوتبالیست
ایرانی) ، سعید نفیسی (نویسنده و شاعر
ایرانی) ، عباس یمینی شریف (شاعر و
ادیب ایرانی) ، جلیل شهناز (نوازنده
ایرانی) ، محمد محیط طباطبایی (اندیشمند
و روزنامه نگار ایرانی) ، احمدرضا
عابدزاده (بازیگر و مربی فوتبال
ایرانی) ، وحید طالبلو (فوتبالیست
ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی)
، پرستو گلستانی (بازیگر ایرانی) ،
کمند امیرسلیمانی (بازیگر ایرانی) ،
مهناز افشار (بازیگر ایرانی) ، مژده
شمسایی (بازیگر ایرانی) ، شهره
لرستانی (بازیگر ایرانی) ، والت ویتمن
(شاعر آمریکایی)، تامس هاردی (نویسنده
انگلیسی)، فرنسواز ساگان (نویسنده
فرانسویی)، یان فلمینگ (نویسنده
انگلیسی)، پول گوگن (نقاش فرانسوی)،
مریلین مونرو (هنرپیشه آمریکایی) ،
جان.اف کندی (رئیس جمهور آمریکا).
افراد مشهور متولد در تیر ماه:
علی حسینی خامنه ای (رهبر فعلی ایران) ، علیاکبر
ولایتی (وزیر خارجه پیشین ایران) ،
ولادیمیر پوتین (رییس جمهور سابق
روسیه) ، محمد داود خان (اولین رییس
جمهور افغانستان) ، سیمین بهبهانی (شاعر
ایرانی) ، صمد بهرنگی (نویسنده ایرانی)
، صادق چوبک (نویسنده ایرانی) ، داود
رشیدی (بازیگر ایرانی) ، عباس
کیارستمی (کارگردان ایرانی) ، سهراب
شهید ثالث (کارگردان ایرانی) ، ثریا
اسفندیاری بختیاری (همسر دوم محمدرضا
شاه پهلوی) ، روحانگیز سامینژاد (اولين
هنر پيشه زن ايراني) ، فاطمه گودرزی (بازیگر
ایرانی) ، شادی پریدر (نخستین استاد
بزرگ شطرنج بانوان ایران) ، بي نظير
بوتو (نخست وزیر پیشین پاکستان) ،
محمود فکری (فوتبالیست ایرانی) ، عباس
مرادی (دروازه بان بزرگ ایران)، مصطفی
رحماندوست (شاعر ایرانی) ، نسرین
مقانلو (بازیگر ایرانی) ، سحر ولد
بیگی (بازیگر ایرانی) ، هدیه تهرانی (بازیگر
ایرانی) ، رضا شفیعی جم (بازیگر
ایرانی) ، گلشیفته فراهانی (بازیگر
ایرانی) ، وحید هاشمیان (فوتبالیست
ایرانی) ، نیوشا ضیغمی (بازیگر ایرانی)
، الناز شاکردوست (بازیگر ایرانی) ،
ارنست همینگوی (نویسنده آمریکایی)، آن
لیندبرگ (نویسنده آمریکایی)، ژان
کوکتو (نویسنده فرانسوی)، هلن کلر (نویسنده
آمریکایی)، مارک شاگال (نقاش روس)،
رامبراند (نقاش هنلدی)، مارسل پروست (نویسنده
فرانسوی)، اینگمار برگمن (نویسنده و
کارگردان سوئدی)، لویی آرمسترانگ (نوازنده
جاز آمریکایی)، راکفلر (سرمایه دار
آمریکایی)، ژولیوس سزار (سردار روم)،
جان گلن (فضانورد آمریکایی)، جینالو
لوبریجیدا (هنرپیشه ایتالیایی) و هنری
هشتم (پادشاه فرانسه).
افراد مشهور متولد در مرداد ماه:
محمود دولتآبادی (نویسنده ایرانی) ،
علی حاتمی (کارگردان ایرانی) ،
انوشیروان روحانی (آهنگساز ایرانی) ،
عارف عارفکیا (خواننده ایرانی) ،
امید (خواننده ایرانی) ، شقایق
فراهانی (بازیگر ایرانی) ، حسن جوهرچی
(بازیگر ایرانی) ، داریوش فرضیایی"عمو
پورنگ" (بازیگر ایرانی) ، منیرو روانیپور
(نویسنده ایرانی) ، امین تارخ (بازیگر
ایرانی) ، پوپک گلدره (بازیگر ایرانی)
، رضا صادقی (خواننده ایرانی) ، مهدی
مهدوی کیا (فوتبالیست ایرانی) ، محمد
خانی (استاد اینترنت)، داریوش ارجمند
(بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر
ایرانی) ، آلدوس هاکسلی (نویسنده
آمریکایی)، جورج والتر اسکات (نویسنده
اسکاتلندی)، جان گالز ورثی (نویسنده
آمریکایی)، جورج برنارد شاو (نویسنده
انگلیسی)، دوروتی پارکر (نویسنده
انگلیسی)، کارل گوستاو یونگ (روانشناس
سوئیسی)، آلفرد هیچکاک (کارگردان
انگلیسی)، موسیلینی (دیکتاتور
ایتالیایی)، فیدل کاسترو (رهبر
انقلابی کوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه
فرانسه) و لوسیل بال (کمدین آمریکایی).
افراد مشهور متولد در شهریور ماه:
روحالله مصطفوی موسوی خمینی (رهبر
پیشین ایران) ، اکبر هاشمی
رفسنجانی(رییس جمهور پیشین ایران) ،
مرتضی آوینی (نویسنده و کارگردان
مستند ایرانی) ، دمیتری مدودف (رییس
جمهور روسیه) ، احمدشاه مسعود (فرمانده
مبارزین افغانستان) ، تهمینه میلانی (کارگردان
ایرانی) ، فریدون مشیری (شاعر ایرانی)
، غلامرضا تختی (ورزشکار ایرانی) ،
عهدیه (خواننده ایرانی) ، قادر
میزبانی (قهرمان دوچرخه سواری ایران)
، علیرضا دبیر (قهرمان کشتی ایران) ،
مهدی شجاعی (نویسنده ایرانی) ، هوشنگ
مرادی کرمانی (نویسنده ایرانی) ،
کیومرث صابری فومنی (طنز نویس ) ،
اکبرعبدی (بازیگر ایرانی) ، پارسا
پیروز فر (بازیگر ایرانی) ، امین
زندگانی (بازیگر ایرانی) ، نیکی کریمی
(بازیگر ایرانی) ، حسام نواب صفوی (بازیگر
ایرانی) ، مجید صالحی (بازیگر ایرانی)
، امیر تاجیک (بازیگر ایرانی) ، جواد
نکونام (فوتبالیست ایرانی) ، حسین
پناهی (بازیگر و شاعر ایرانی) ، شهلا
ریاحی (بازیگر ایرانی) ، بنیامین
بهادری (خواننده ایرانی) ، تئودور
رایزر (نویسنده آمریکایی)، گوته (شاعر
آلمانی)، دی.اچ لارنس (داستان نویس
انگلیسی)، قوام نکرومه (سیاستمدار
غنایی)، ملکه الیزابت اول (ملکه
انگلستان)، جوزف کندی (سیاستمدار
آمریکایی)، لیندون جانسون (رئیس جمهور
آمریکا)، ویلیام هوارد تافت (رئیس
جمهور آمریکا)، لئونارد برنشتاین (آهنگساز
آمریکایی)، اینگرید برگمن (هنرپیشه
سوئدی)، سوفیا لورن (هنرپیشه
ایتالیایی)، الیاکازان (کارگردان
آمریکایی)، هنری فورد (مدیرکارخانه
ماشین سازی) و پیتر سلرز (هنرپیشه
انگلیسی).
افراد مشهور متولد در مهر ماه:
منوچهر آتشی (شاعر ایرانی) ، محمدرضا
شَفیعی کَدکَنی (شاعر ایرانی) ، سهراب
سپهری (شاعر ایرانی) ، محمد رضا
شجریان (خواننده ایرانی) ، فرح دیبا (ملکه
سابق ایران) ، محمد خاتمی (رییس جمهور
پیشین ایران) ، علی پروین (بازیکن و
مربی فوتبال ایرانی) ، فردریش نیچه (فیلسوف
و نویسنده آلمانی) ، محمد ظاهرشاه (آخرین
پادشاه افغانستان) ، بیل کلینتون (رییس
جمهور پیشین آمریکا) ، سامویل
خاچیکیان (کارگردان ایرانی) ، فریدون
فرخزاد (مجری و خواننده ایرانی) ،
ابراهیم گلستان (نویسنده و کارگردان
ایرانی) ، علی مصفا (بازیگر ایرانی) ،
مهتاب کرامتی (بازیگر ایرانی) ، کریس
دیبرگ (خواننده ایرلندی) ، پوری بنایی
(بازیگر ایرانی) ، الهام حمیدی (بازیگر
ایرانی) ، جیمی کارتر (رییس جمهور
پیشین آمریکا) ، باران کوثری (بازیگر
ایرانی) ، عادل فردوسی پور ( مجری
تلویزیون ایرانی) ، گلی ترقی (نویسنده
ایرانی) ، تامس ولف (نویسنده آمریکایی)،
اسکار وایلد (نمایشنامه نویس ایرلندی)،
فردریش نیچه (فیلسوف آلمانی)، گراهام
گرین (نویسنده انگلیسی)، ویلیام فاکتر
(نویسنده آمریکایی)، یوجین اونیل (نمایشنامه
نویس آمریکایی)، تی.سی الیوت (نویسنده
انگلیسی)، آیزنهاور (رئیس جمهور
آمریکا)، جورج.سی اسکات (هنرپیشه
آمریکایی)، بریژیت باردو (هنرپیشه
آمریکایی)، سر والتر رالی (شاعر
انگلیسی)، جی.بی راین (روانشناس
آمریکایی)، مهاتما گاندی (رهبر ملی
هند)، لویی فیلیپ (پادشاه فرانسه)،
فرانتس لیست (آهنگساز مجار)، مارچلو
ماسترویانی (هنرپیشه ایتالیایی) و
چارلتون هستون (هنرپیشه آمریکایی).
افراد مشهور متولد در آبان ماه:
محمد حسینی بهشتی (ریاست پیشین
دیوانعالی ایران) ، علامه اقبال
لاهوری (اندیشمند و شاعر هندی) ، نیما
یوشیج (شاعر ایرانی) ، علی تجویدی (موسیقیدان
ایرانی) ، آیدین آغداشلو (نقاش ایرانی)
، بانو دلکش (خواننده ایرانی) ،
گلبدین حکمتیار (از جنگ سالاران
افغانستان) ، فاطمه معتمد آریا (بازیگر
ایرانی) ، آتنه فقیه نصیری (بازیگر
ایرانی) ، مریم حیدر زاده (شاعر
ایرانی) ، ویشکا آسایش (بازیگر ایرانی)
، علی کریمی (فوتبالیست ایرانی) ،
شیلا خداداد (بازیگر ایرانی) ، ستار (خواننده
ایرانی) ، مهستی (خواننده ایرانی) ،
احسان خواجهامیری (خواننده ایرانی) ،
امید تاجیک (بزرگترن تاجر ایرانی)،
فرانسوا میتران (رییس جمهور پیشین
فرانسه ) ، ماری کوری (دانشمند
فرانسوی) ، سالک (میکروبیولوژیست
آمریکایی)، پابلو پیکاسو (نقاش
اسپانیایی)، جورج.سی الیوت (نویسنده
انگلیسی)، ایندیرا گاندی (رهبرملی هند)،
جواهر لعل نهرو (رهبرملی هند)، ماری
آنتوانت (ملکه فرانسه)، مارتین لوتر (کشیش
آلمانی بنیانگذار مذهب پروتستان)،
رابرت کندی (سناتور آمریکایی)، چیانگ
کای چک (رهبرچین)، تئودور روزولت (رئیس
جمهور آمریکا)، شارل دوگل (ژنرال
فرانسوی) و ریچارد برتون (هنرپیشه
انگلیسی).
افراد مشهور متولد در آذر ماه:
داریوش مهرجویی (کارگردان ایرانی) ،
علی شریعتی (اندیشمند و متفکر ایرانی)
، جمشید مشایخی (بازیگر ایرانی) ،
مهتاب نصیر پور (بازیگر ایرانی) ،
داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر
ایرانی) ، محمدتقی بهار (شاعر و
سیاستمدار ایرانی) ، جلال آلاحمد (نویسنده
ایرانی) ، لاله اسکندری (بازیگر
ایرانی) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی)
، امید زندگانی (بازیگر ایرانی) ،
ویگن (خواننده ایرانی) ، ناصر حِجازی
( بازیکن و مربی فوتبال) ، بهاره
رهنما (بازیگر ایرانی) ، علی صادقی (بازیگر
ایرانی) ، کامران و هومن (خوانندگان
ایرانی) ، مارک تواین (نویسنده
آمریکایی)، بتهوون (آهنگساز آلمانی)،
جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)، وینستون
چرچیل (نخست وزیر انگلیس)، والت دیسنی
(تهیه کننده فیلم های کارتون آمریکایی)،
فرانک سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)،
پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های
جهان) و جان میلتون (شاعر انگلیسی).
افراد مشهور متولد در دی ماه:
فردوسی (بزرگترین حماسه سرایی تاریخ)
، ارد بزرگ (اندیشمند و متفکر ایرانی)
، ایرج جنتی عطایی (شاعر ایرانی) ،
جبران خلیل جبران (اندیشمند و شاعر
لبنانی) ، فروغ فرخزاد (شاعر ایرانی)
، حامد کَرزی (رییس جمهور افغانستان)
، حسین الهی قمشهای (سخنور و نویسنده
ایرانی) ، احمد محمود (نویسنده ایرانی)
، معین (خواننده ایرانی) ، کتایون
ریاحی (بازیگر ایرانی) ، کریستین
امانپور (گزارشگر تلویزیونی در آمریکا
از تبار ایرانی) ، ترانه علیدوستی (بازیگر
ایرانی) ، فریبا کوثری (بازیگر ایرانی)
، ناصر عبداللهی (خواننده ایرانی) ،
ماهایا پطروسیان (بازیگر ایرانی) ،
حدیث فولادوند (بازیگر ایرانی) ،
افسانه بایگان (بازیگر ایرانی) ، مریم
زندی (عکاس ایرانی) ، رامبد جوان (بازیگر
ایرانی) ، محمد رضا فروتن (بازیگر
ایرانی) ، فرهاد مهراد (خواننده
ایرانی) ، شهره صولتی (خواننده ایرانی)
، رضا رویگری (خواننده ایرانی) ،
بهرام بیضایی (کارگردان ایرانی) ،
رزیتا غفاری (بازیگر ایرانی) ،
ژاندارک (زن انقلابی فرانسوی)،
رودیارد کیپلینگ (نویسنده انگلیسی)،
لویی پاستور (شیمیدان فرانسوی)، ادگار
آلن پور (نویسنده آمریکایی)، کارل سند
برگ (شاعر آمریکایی)، آلبرت شوایتزر (پزشک
و فیلسوف فرانسوی)، یوهان کپلر (ستاره
شناس آلمانی)، بنجامین فرانکلین (نویسنده
و سیاستمدار آمریکایی)، مائوتسه تونگ
(رهبر انقلابی چین)، هنری ظمیلر (نویسنده
آمریکایی)، ایزاک نیوتن (دانشمند
انگلیسی)، ریچارد نیکسون (رئیس جمهور
سابق آمریکا)،مارتین لوترکینگ (رهبرسیاهان
آمریکا)، اواگاردنر (هنرپیشه آمریکایی)
و همفری بوگارت (هنرپیشه آمریکایی).
افراد مشهور متولد در بهمن ماه:
خسرو گلسرخی ( شاعر و مبارز ایرانی) ،
داریوش اقبالی (خواننده ایرانی) ،
صادق هدایت (نویسنده ایرانی) ، سیروس
قایقران (فوتبالیست ایرانی) ، محمود
فرشچیان (مینیاتوریست ایرانی) ، علی
نصیریان (بازیگر ایرانی) ، علیرضا
خمسه (بازیگر ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده
ایرانی) ، شادمهر عقیلی (خواننده
ایرانی) ، تورج نگهبان (ترانه سرای
ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده
ایرانی) ، افشین قطبی (مربی فوتبال
ایرانی) ، احسان حدادی (پرتابگر دیسک
ایرانی)، شهاب حسینی (بازیگر ایرانی)
، سمیرا مخملباف (کارگردان ایرانی) ،
رویا نونهالی (بازیگر ایرانی) ،
دمیتری مندلیف (شیمیدان روس) ،
شَهرنوش پارسیپور (نویسنده ایرانی) ،
بزرگ علوی ( نویسنده ایرانی) ، ادیسون
(مخترع آمریکایی)، گالیله (دانشمند
ایتالیایی)، حسن اعرابی (پویا)،
فرانسیس بیکن (فیلسوف انگلیسی)، چارلز
داروین (طبیعیدان انگلیسی)، لنگستن
هیوز (نویسنده آمریکایی)، سامرست موآم
(نویسنده انگلیسی)، چارلز دیکنز (نویسنده
انگلیسی)، پرلمان (نویسنده آمریکایی)،
پل نیومن (هنرپیشه آمریکایی)، کیم
نواک (هنرپیشه آمریکایی)، کلارک گیبل
(هنرپیشه آمریکایی)، جیمز دین (هنرپیشه
آمریکایی)، فرانکلین روزولت (رئیس
جمهور سابق آمریکا)، آبراهام لینکلن و
رونالد ریگان(روسای جمهور سابق آمریکا)
، ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن) .
افراد مشهور متولد در اسفند ماه:
رضا شاه (بنیانگذار دودمان پهلوی
ایران) ، آیتالله محمود طالقانی (فعال
سیاسی ایرانی) ، حمیرا (خواننده
ایرانی) ، احمد خمینی (فرزند رهبر
پیشین ایران) ، میخائیل گورباچف (آخرین
رییس جمهور شوروی) ، پروین اعتصامی (شاعر
ایرانی) ، پریسا (خواننده ایرانی) ،
بیژن ترقی (ترانه سرای ایرانی) ،
هوشنگ ابتهاج (شاعر ایرانی) ، مرجانه
گلچین (بازیگر ایرانی) ، لیلا فروهر (خواننده
ایرانی) ، عمران صلاحی (نویسنده
ایرانی) ، میکل آنژ (نقاش ایتالیایی)،
ریمسکی کرساکف (آهنگساز روسی)، فردریک
شوپن (آهنگساز فرانسوی)، اوگوست رنوار
(نقاش فرانسوی)، جان اشتاین بک (نویسنده
آمریکایی)، ادوارد آلبی (نمایشنامه
نویس آمریکایی)، الیزابت تیلور (هنرپیشه
آمریکایی)، جورج واشنگتن (رئیس جمهور
سابق آمریکا) ، ویکتور هوگو (نویسنده
فرانسوی) ، ایرج نوذری (بازیگر ایرانی)
.
استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر
از آب را به دست گرفت. آن را بالا
گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان
پرسید : به نظر شما وزن این لیوان
چقدر است؟
شاگردان جواب دادند تقريبا 50 گرم.
استاد گفت : من هم بدون وزن کردن، نمی
دانم دقیقا“ وزنش چقدراست .
اما سوال من این است : اگر من این
لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه
دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید خوب، اگر یک ساعت همین
طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم
درد میگیرد.
استاد گفت : حق با توست. حالا اگر یک
روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری جسورانه گفت : دست تان بی
حس می شود عضلاتتان به شدت تحت فشار
قرار میگیرند و فلج می شوند و مطمئنا“
کارتان به بیمارستان خواهد کشید و از
اين حرف همه شاگردان خندیدند .
استاد گفت : خیلی خوب است. ولی آیا در
این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند : نه پس چه چیز
باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ در
عوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند! یکی از آنها گفت :
لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت : دقیقا“ مشکلات زندگی هم
مثل همین است اگر آنها را چند دقیقه
در ذهن تان نگه دارید اشکالی ندارد.
اما اگر مدت طولانی تری به آنها فکر
کنید، اعصابتان به درد خواهند آمد،
اگر بیشتر از حد نگه شان دارید، فلج
تان می کنند و دیگر قادر به انجام
کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما
مهم تر آن است که درپایان هر روز و
پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید!
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند
هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید
و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و
چالشی که برایتان پیش می آید ،برآیید
...
حواست را جمع کن
دست و پا گير ترين کلمه "محدوديت" است
اجازه نده مانع پيشرفتت شود
سخت ترين کلمه "غير ممکن" است
اصلا وجود ندارد
مخرب ترين کلمه "شتابزدگی" است
مواظب پل های پشت سرت باش
تاريک ترين کلمه "نادانی" است
آن را با نور علم روشن کن
کشنده ترين کلمه "اضطراب" است
آن را ناديده بگير
صبور ترين کلمه "انتظار" است
هميشه منتظرش بمان
با ارزش ترين کلمه "بخشش" است
سعی خود را بکن
قشنگ ترين کلمه "خوشرويی" است
راز زيبايی در آن نهفته
سازنده ترين کلمه "گذشت" است
آن را تمرين کن
پرمعنی ترين کلمه "ما" است
آن را به کار ببر
عميق ترين کلمه "عشق" است
به آن ارج بده
بی رحم ترين کلمه "تنفر" است
با آن بازی نکن
خودخواهانه ترين کلمه "من" است
از آن حذر کن
نا پايدارترين کلمه "خشم" است
آن را در خود فرو بر
بازدارنده ترين کلمه "ترس" است
با آن مقابله کن
با نشاط ترين کلمه "کار" است
به آن بپرداز
پوچ ترين کلمه"طمع " است
آن را در خود بکش
سازنده ترين کلمه "صبر" است
برای داشتنش دعا کن
روشن ترين کلمه "اميد" است
هميشه به آينده اميدوار باش
چه چیزی
میـتواند رمانتیک تر از دریافت یک
نامه عاشقانه دسـت نـویس بـاشـد. ایـن
نوع نامه ها هنوز هم به عنوان یکـی از
بـهتـریـن هدیه های ولنتاین به شمار
می روند اما نـبـایـد آنـهـا را
مـخـتـص فـوریـه بـدانـیم در هر زمان
از سال نـامـه هـای عـاشـقـانه تجلی
قدرتمندی از عشق شمـا را پدیدار می
سازند.
لازم نیـست کـه حـتما شکسپیر باشید تا
بتوانبد یک نامه عـاشـقـانه کـامل و
بی نقص بنویسید فقط کافی است که
بتـوانیـد احسـاسـات خـود را منـتـقل
کـنید. چیزی که نامه عـاشقانه را از
سایر نامه ها مجزا می کند خصوصی بودن
آن اسـت. از ایـن طـریـق بـه محبوب
خود نشان میدهید کـه او را بـه
خـوبـی مـی شنـاسـید و ایـن آگاهی را
فقط و فقط از طریق عشق خود بدست آورده
اید.
تمام چیزی که برای شروع به آن نیاز
دارید در دست داشتن قلم و کاغذ مناسب
است. سعی کنید به جای کاغذهای با عکس
گل سرخ و آندسته از کاغذهایی که در
حاشیه آن تصویر الهه های عشق (کودکی
برهنه) چاپ شده است از یک کارت محکم
استفاده کنید. گیرنده این نامه می
خواهد از آن برای سال های درازی
نگهداری کند برای همین نوشتن بر روی
یک کارت محکم به دوام آن کمک می کند.
سعی کنید در نوشتن صریح باشید. به او
بگویید که دقیقا چه احساسی را در شما
ایجاد می کند و چه کاری انجام می دهد
که باعث می شود شما یک چنین احساسی
داشته باشید. از ضمیر دوم شخص "تو"
استفاده کنید تا نامه شما مستقیما او
را مخاطب قرار دهد. پیش از اینکه شروع
به نوشتن کنید چند لحظه صبر کنید و به
محبوب خود فکر کنید. شاید سوالات زیر
به شما کمک کند تا بتوانید افکارتان
را بهتر به جریان بیندازید:
بهترین توانایی او چیست؟
متوجه چه چیزی در او شده اید که خودش
قبلا از آن خبر نداشته؟
رمانتیک ترین کاری که او تا به حال
برای شما انجام داده چیست؟
در امور روزمره زندگی چه کاری انجام
می دهد که گویای اهمیت او نسبت به
شماست؟
چه موقع عاشق او شدید؟
کدامیک از خوبی های او شما را شگفت
زده می کند؟
بهترین خاطره مشترکتان چیست؟
از زمانیکه به هم پیوستید چه تغییراتی
در زندگی شما ایجاد شد؟
البته شما
می توانید نامه را به هر طریق که مایل
بودید شروع کنید فقط کافی است نام او
را ذکر کنید. لازم نیست که از همان
ابتدا خیلی احساساتی برخورد کنید. یک
"عزیزم" ساده کفایت می کند. نامه را
با توضیح یکی از خصوصیات ویژه او که
آنرا دوست می دارید شروع کنید. سعی
کنید در مورد او از جمله های منحصر به
فرد استفاده کنید، مثلا "من هیچ گاه
در زندگی خود با کسی که به اندازه تو
....... باشد ملاقات نکرده ام." و یا
" هیچ کس هیچ موقع به اندازه تو باعث
نشده بود که من احساس ...... کنم." با
یک چنین مقدمه ای به او ثابت می شود
که رتبه بندی او در ذهن شما با بقیه
فرق می کند و جایگاه او از سایرین
بالاتر است.
در نوشته های خود احساسات واقعی تان را نسبت به او بیان کنید، از مثال هایی استفاده کنید که نشان دهنده توجه شما نسبت به طرف مقابل باشد. مطمئنا کارهایی که برای خوشحال کردنتان انجام داده برای شما ارزشمند هستند پس بهتر است این امور را مجددا به او یاد آوری کنید. خاطره مورد علاقه تان را مرور کنید، برای آینده آرزوهای خوب کنید و گفتن " دوستت دارم" را نیز فراموش نکنید. لازم نیست که نامه شما خیلی طولانی و یا کوتاه باشد فقط باید صداقت را رعایت کنید و صمیمی باشید.
هیچ قانونی وجود ندارد که شما را ملزم به استفاده از شعر در نامه های عاشقانه کند اما اگر دوست داشته باشید می توانید چند بیت شعر مناسب به سلیقه خود انتخاب کنید و آنرا در متن نامه بگنجانید. اگر سروده خاصی در ذهن شما نیست می توانید از شعرهایی که به صورت online موجود هستند استفاده کنید. اما اگر از شعرهای کلاسیک خسته شده اید و به دنبال ابیات غیر معمول می گردید من کتاب "با من تا انتهای عشق برقص" به نویسندگی لئونارد کوهن را به شما معرفی می کنم.
هنگامیکه نامه کامل شد یکبار دیگر آنرا با دقت بخوانید و اگر به اشتباهی بر خوردید آنرا تصحیح کنید. این نامه قرار است بارها و بارها خوانده می شود شما که نمی خواهید یک اشتباه کوچک تاثیر آنرا از بین ببرد.
اگر می خوهید تاثیر نامه دو برابر شود باید در آنرا مهر و موم کنید. این روزها پاکت های دارای مهر و موم در هر مغازه لوازم تحریر فروشی پیدا می شوند. اما استفاده از یک تکه شمع آب شده تیره رنگ خیلی رمانتیک تر است. این کار بسیار ساده است: شمع را روشن کنید ، هنگامیکه آب شد چند قطره از آن را با دقت کافی بر روی در پاکت بچکانید و چند لحظه منتظر بمانید تا کاملا خشک شود.
زمانیکه نامه کامل شد آنرا پست کنید و منتظر پاسخ آن بمانید. اگر كمي تا قسمتي و به اندازه کافی خوش شانس باشید ممکن است روزی خودتان نیز یک نامه عاشقانه دریافت کنید.
20 دلیل محكم و منطقي برای اینکه به مرد بودن خود افتخار کنید :
1. نام خانوادگی بچه هايتان تابع نام خانوادگي شما است.
2. مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.
3. برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.
4. درب تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می کنید.
5. دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند.
6. جنسیت شما در موقع استخدام مطرح نیست.
7. لازم نیست کیفی پر از وسایل بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.
8. ظرف مدت 10دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.
9. همکارانتان نمی توانند اشك شما را در بیاورند.
10. اگر در 34 سالگی هنوز مجرد هستيد احدي به شما ایراد نمی گیرد.
11. رنگ اجزای صورت شما در هر صورت طبیعی است.
12. با یک دسته گل می توانید بسیاری از مشكلات احتمالی را حل کنید.
13. وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.
14. بدون هدیه هم میتوانید به دیدن تمام دوستان و آشنایان بروید.
15. می توانید آرزوی هر پست و مقامی را داشته باشید.
16. حداقل 20 راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.
17. ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.
18. در تقسيم ارث سهم بيشتري مي بريد.
19. احتمال مدير شدنتان زياد است.
20. مي توانيد چند زن داشته باشيد.(احتياط! معلوم نيست خوشبخت شويد)
20 دلیل محكم و منطقي برای اینکه به زن بودن خود افتخار کنید :
1. نام هر گل زيبايي كه در طبيعت است را روي شما مي گذارند.
2. به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
3. آن قدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.
4. عشق و هنر ابداع شماست.
5. زيبايي مخصوص شماست.
6. هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچكس نمي داند شما چند ساله ايد.
7. بهشت زير پاي شماست.
8. هميشه تميز و نظيف هستيد.
9. هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.
10. مجبور نيستيد خانه به خانه برويد و خواستگاري كنيد مثل خانم ها در خانه مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه به خواستگاري شما بيايند.
11. در همه جا حق تقدم با شماست.
12. هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و كبود نمي شويد و خون به پا نمي كنيد.
13. ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.
14. نصف بيشتر از صندلي هاي دانشگاه را شما تصاحب كرده ايد.
15. به جزئيات زندگي و رفتاري با دقت نگاه ميكنيد و آنها را در حافظه خود جاي ميدهيد.
16. درصد كاركنان زن نسبت به كل كاركنان در حال افزايش مستمر است.
17. ميانگين عمرتان بيشتر از آقايان است.
18. موفقيت مردان مرهون زحمات شما است.
19. مردان از دامن شما به معراج مي روند.
20. حرف آخر را هميشه شما مي زنيد.
روزي از روزها، پادشاهي سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمنان از دست داده بود، تصميم گرفت براي خود جانشيني انتخاب کند.
پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام دانه ي گياهي داد و از آنها خواست، دانه را در يک گلدان بکارند تا دانه رشد كند و گياه رشد کرده را در روز معيني نزد او بياورند.
پينک يکي از آن جوان ها بود و تصميم داشت تمام تلاش خود را براي پادشاه شدن بکار گيرد، بنابراين با تمام جديت تلاش کرد تا دانه را پرورش دهد ولي موفق نشد. به اين فکر افتاد که دانه را در آب و هواي ديگري پرورش دهد، به همين دليل به کوهستان رفت و خاک آنجا را هم آزمايش کرد ولي موفق نشد.
پينک حتي با کشاورزان دهکده هاي اطراف شهر مشورت کرد ولي همه اين کارها بي فايده بود و نتوانست گياه را پرورش دهد.
بالاخره روز موعود فرا رسيد. همه جوان ها در قصر پادشاه جمع شده و گياه کوچک خودشان را در گلدان براي پادشاه آورده بودند.
پادشاه به همه گلدان ها نگاه کرد.
وقتي نوبت به پينک رسيد، پادشاه از او پرسيد: پس گياه تو کو؟
پينک ماجرا را براي پادشاه تعريف کرد...
در اين هنگام پادشاه دست پينک را بالا برد و او را جانشين خود اعلام کرد! همه جوانان به اين انتخاب پادشاه اعتراض کردند.
پادشاه روي تخت نشست و گفت: اين جوان درستکارترين جوان شهر است. من قبلاً همه دانه ها را در آب جوشانده بودم، بنابراين هيچ يک از دانه ها نمي بايست رشد مي کردند.
پادشاه ادامه داد: مردم به پادشاهي نياز دارند که در عين راستگويي و درستكاري با آنها صادق باشد، نه آن پادشاهي که براي رسيدن به قدرت و حفظ آن دست به هر عمل ريا كارانه اي بزند!
شیوه دوش گرفتن اشخاص میتواند اطلاعات زیادی را در خصوص نوع شخصیتتان بگوید. برای بعضیها ممکن است تنها پنج دقیقه زمان لازم باشد اما برای بعضی دیگر این زمان به بیش از 20 دقیقه میرسد. استیون اسکچر، روانشناس آمریکایی معتقد است هر کاری که ما انجام میدهیم بازتابی از شخصیت واقعی ما است و حمام نیز جایی اختصاصی است که ما در آنجا آزاد هستیم تا خودمان باشیم بنابر این عادات حمام کردن میتواند حاوی اطلاعات مفید شخصیتی باشد.
حمام نتیجهگرایان :
معمولا حمام کردن افراد فعال 6 تا 10 دقیقه طول میکشد. لیف زدن، شامپوی سر، آبکشی موها و سپس ماموریت تمام میشود. اگر در این گروه قرار دارید ویژگی شما این است که همیشه در انجام کارها به دنبال یافتن راه حل سریع و مناسب هستید. شما دقیقا میدانید که چه کاری میخواهید انجام دهید و کار خود را با کیفیت انجام میدهید. شما فردی هدفگرا هستید و شخصیتی از نوع شخصیت A دارید. افراد دارای این شخصیت افرادی هستند که خونسرد نیستند، زمان برایشان بسیار مهم است، بعضی مواقع در ارتباط با موقعیت خود احساس عدم امنیت میکنند، حس رقابت دارند، پرخاشگر هستند، معمولا چند کار را با هم انجام میدهند و معتاد به کار میشوند و کمترین تاخیر در انجام کارها هم آنها را ناراحت میکند.
حمام نمایشیها :
حمام جایی است که شما از قید و بندهای خود رها میشوید و درون خود را آشکار میسازید. مثلا گاهی ممکن است شما وانمود کنید که بطری شامپو میکروفون است و صدای شرشر آب، صدای کف زدن و تشویق است. شما در رویای اجرای یک نمایشنامه هستید و تنها میتوانید پشت درهای بسته آن را به نمایش بگذارید. به گفته اسکچر این گونه افراد شخصیت جالبی دارند، اما پشت درهای بسته بیشتر احساس امنیت میکنند.
حمام در جستجوی آرامش :
شما حمام کردن را بیش از حد طبیعی دوست دارید، چون حمام کردن به شما انرژی را که میخواهید میدهد. درست مانند این است که شما بخواهید دوباره خود را شارژ کنید. برای شما حمام کردن مثل نوشیدن یک فنجان قهوه است در این صورت شما از جمله افرادی هستید که همیشه نیاز به نیروی کمکی از بیرون دارند. چه این نیروی کمکی والدینتان باشد یا معلمتان یا رئیستان. شما هیچگاه خودتان شروع نمیکنید اما با کمک دیگران میتوانید به هدف برسید.
حمام خیالبافان :
شما چه به فکر ثبت اختراعی باشید یا فکر حل مشکلات روزمره خود باشید، اگر خیالباف باشید، از آن دسته افرادی هستید که مشتاق هستند زمانی را به تفکر اختصاص دهند. شما آدم خیال بافی هستید و این خیالبافی را بیشتر زیر دوش انجام میدهید. حمام برای شما جایی است که به رویاهایتان فکر میکنید و البته در برخی افراد بهترین افکار در حمام به ذهن آنها خطور میکند.
در اين نوع تست 10 سوال طرح شده كه شما باید پس از خواندن هر سوال از سوالات زير در زمان فقط 5 ثانیه به آن جواب صحيح بدهید. در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد. فقط مراقب باشد سادگي سوالات شما را فريب ندهد!
1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2- اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3- من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4- عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟
5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8- اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10- اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست مجاز به نسبت سطح هوش :
7 تا و بیشتر، دانش آموز دبستان
6 تا، دانش آموز دبیرستان
5 تا، دانشجو
2 الي 3 تا، استاد دانشگاه
1 تا، مدیران ارشد
و 0 تا، مسلما شما كه از IQ بسيار بالايي برخوردار هستيد!
.
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ تست ها :
توضيح اينكه براي مشاهده پاسخ تست ها لازم است كليدهاي CTRL + A را بر روي كيبورد فشار دهيد يا نوشته هاي زير را Select كنيد تا نمايان شوند!
1- تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.
2- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت 1 و دیگری را درساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید).
3- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 که برسد زنگ میزند که ساعت 9 شب است.
4- حاصل 70 است (تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).
5- كاملا روشن است كه او همان 9 گوسفند را خواهد داشت.
6- بدون کبریت روشن كردن هيچ كدام از آنها مقدور نيست.
7- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد و در آنجا همه خرس ها سفيدند.
8- همان2 سیب.
9- هیچ(حضرت نوح بود نه حضرت موسی)
10- خوب خودتونید دیگه(نام خودتان)
حتما شنيده بوديد كه
رياضيات علم شگفتي هاست
ولي شايد ديگه اينقدر بهش توجه نكرده
بوديد ،
فکر می کنم بعد از
مشاهده مطالب
زير، به زیبا و شگفت انگیز بودن
ریاضی
بیش از پیش
ايمان خواهید آورد …
|
1 x 8 + 1 =
9 شگفت انگیز بود ، نه ؟! |
|
|
|
حالا تقارن را ملاحظه كنيد :
1 x 1 = 1 |
|
A B C D E F G H
I J K L M N O P
Q R S T U V W X
Y Z بترتیب بصورت زیر در نظر بگیریم :
1 2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19
20 21 22 23
24 25 26 کلمه ی H-A-R-D-W-O-R-K معادل خواهد بود با : 8+1+18+4+23+15+18+11 = 98% |
|
11+14+15+23+12+5+4+7+5 = 96% |
|
1+20+20+9+20+21+4+5 = 100% |
|
12+15+22+5+15+6+7+15+4 = 101% |
تست روانشناسي براي شناخت شخصيت خودتان
روش كار با اين نوع تست بدينصورت است كه با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال مشخص شده جواب دهید. مثلا اگر گزینه ج سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ (كه در جلو گزينه ج مشخص شده) مراجعه کنید و تا آخر بهمين شكل ادامه دهيد تا نوع شخصيت شما شناسايي گردد .
۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید؟
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
ج) پاریس : رجوع به سوال ۴
۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳
۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟
الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
ج) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶
۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶
۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان میدهید؟
الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم : رجوع به سوال ۷
ج) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم : رجوع به سوال ۸
۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸
۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰
۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
ج) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴
۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱
۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳
پاسخ و تفسيــــر شخصيت ها
توضيح اينكه براي مشاهده پاسخ و تفسير گزينه ها لازم است كليدهاي CTRL + A را بر روي كيبورد فشار دهيد يا نوشته هاي زير را Select كنيد تا نمايان شوند!
شخصیت نوع 1 :
به شما تبریک می گوییم: شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید. حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید بلکه شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید. به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.
شخصیت نوع 2 :
کاملا" خوب: شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.
شخصیت نوع 3 :
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او ميتواند با تکیه بر آنها با شما کنار بیاید. سعی كنید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید. شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.
شخصیت نوع 4 :
مواظب باشید: شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که از دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید. گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید.
همين چند روز پيش، يوليا واسيلياِونا پرستار بچههايم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسويه حساب كنم .
به او گفتم: بنشينيديوليا واسيلياِونا! ميدانم كه دست و بالتان خالي است امّا رودربايستي داريد و آن را به زبان نميآوريد. ببينيد، ما توافق كرديم كه ماهي سيروبل به شما بدهم اين طور نيست؟
- چهل روبل
- نه من يادداشت كردهام، من هميشه به پرستار بچههايم سي روبل ميدهم، حالا به من توجه كنيد. شما دو ماه براي من كار كرديد .
- دو ماه و پنج روز
دقيقاً دو ماه، من يادداشت كردهام . كه ميشود شصت روبل. البته بايد نُه تا يكشنبه از آن كسر كرد همان طور كه ميدانيد يكشنبهها مواظب كوليا نبوديد و براي قدم زدن بيرون ميرفتيد. و سه تعطيلي…
وليا واسيلياونا از خجالت سرخ شده بود و داشت با چينهاي لباسش بازي ميكرد ولي صدايش درنميآمد
- سه تعطيلي، پس ما دوازده روبل را ميگذاريم كنار. كوليا چهار روز مريض بود آن روزها از او مراقبت نكرديد و فقط مواظب وانيابوديد فقط وانيا . و ديگر اين كه سه روز هم شما دندان درد داشتيد و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچهها باشيد . دوازده و هفت ميشود نوزده. تفريق كنيد… آن مرخصيها… آهان… چهل ويكروبل، درسته؟
چشم چپ يوليا واسيلياِونا قرمز و پر از اشك شده بود. چانهاش ميلرزيد. شروع كرد به سرفه كردنهاي عصبي. دماغش را پاك كرد و چيزي نگفت.
- و بعد، نزديك سال نو شما يك فنجان و نعلبكي شكستيد. دو روبل كسر كنيد.
فنجان قديميتر از اين حرفها بود، ارثيه بود، امّا كاري به اين موضوع نداريم. قرار است به همه حسابها رسيدگي كنيم. موارد ديگر: بخاطر بيمبالاتي شما كوليا از يك درخت بالا رفت و كتش را پاره كرد. 10 تا كسر كنيد. همچنين بيتوجهيتان باعث شد كه كلفت خانه با كفشهاي وانيا فرار كند شما ميبايست چشمهايتان را خوب باز ميكرديد. براي اين كار مواجب خوبي ميگيريد. پس پنج تا ديگر كم ميكنيم . در دهم ژانويه 10 روبل از من گرفتيد
يوليا واسيلياِونا نجواكنان گفت: من نگرفتم .
-امّا من يادداشت كردهام.
- خيلي خوب شما، شايد ... .
- از چهل ويك بيست و هفتا برداريم، چهارده تا باقي ميماند.
چشمهايش پر از اشك شده بود و بيني ظريف و زيبايش از عرق ميدرخشيد. طفلك بيچاره !
- من فقط مقدار كمي گرفتم.
در حالي كه صدايش ميلرزيد ادامه داد : من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتم … نه بيشتر
- ديدي حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به كنار، ميكنه به عبارتي يازده تا، اين هم پول شما سهتا، سهتا، سهتا … يكي و يكي .
يازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توي جيبش ريخت .
به آهستگي گفت: متشكّرم .
جا خوردم، در حالي كه سخت عصباني شده بودم شروع كردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق .
پرسيدم: چرا گفتي متشكرم؟
- به خاطر پول .
- يعني تو متوجه نشدي دارم سرت كلاه ميگذارم؟ دارم پولت را ميخورم؟ تنها چيزي ميتواني بگويي اين است كه متشكّرم؟
-در جاهاي ديگر همين مقدار هم ندادند.
- آنها به شما چيزي ندادند! خيلي خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه ميزدم، يك حقهي كثيف حالا من به شما هشتاد روبل ميدهم. همشان اين جا توي پاكت براي شما مرتب چيده شده .
ممكن است كسي اين قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نكرديد؟ چرا صدايتان درنيامد؟ ممكن است كسي توي دنيا اين قدر ضعيف باشد؟
لبخند تلخي به من زد كه يعني بله، ممكن است.
بخاطر بازي بيرحمانهاي كه با او كردم عذر خواستم و هشتاد روبلي را كه برايش خيلي غيرمنتظره بود پرداختم .
براي بار دوّم چند مرتبه مثل هميشه با ترس، گفت: متشكرم.
پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فكر كردم در چنين دنيايي چقدر راحت ميشود زورگو بود.
آنتوان چخوف
چارلى چاپلين يكى از نوابغ مسلم سينماست. او زمانى كه در اوج موفقيت بود با اونااونيل ازدواج كرد و از او صاحب 7 يا 8 فرزند شد ولى فقط يكى از آنها كه «جرالدين» نام دارد استعداد بازيگرى را از پدرش به ارث برده و چند سالى است كه در دنياى سينما مشغول فعاليت است و اتفاقاً او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زيادى رسيده و در محافل هنرى زبانزد است. چند سال پيش وقتى جرالدين تازه مى خواست وارد عالم هنر شود، چارلى برا ى او نامهاى نوشت كه در شمار زيباترين و شورانگيزترين نامههاى دنيا قرار دارد و بدون شک هر خواننده يا شنوندهاى را به تفکر واميدارد.
دخترم اينجا شب است، يک شب نوئل، در قلعه ء كوچک من اين سپاهيان بى سلاح خفتهاند و نه برادر و خواهرت كه حتى مادرت! بزحمت توانستم بى آنكه اين پرندگان خفته را بيدار كنم، خودم را به اين اتاق نيمه روشن، به اين اتاق پيش از مرگ برسانم، من از تو بسى دورم، خيلى دور، اما چشمانم كور باد اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمخانه ء من دور كنند، تصوبر تو آنجا روى ميز هم هست، تصوير تو اينجا روى قلب من نيز هست، اما تو كجايي؟
آنجا، در پاريسِ افسونگر بر روى آن صحنه پر شكوه تئاتر شانزهليزه ... اين را مىدانم و چنان است كه در اين سكوت شبانگاهى آهنگ قدمهايت را مىشنوم و در آن ظلمات زمستانى ، برق چشمانت را مىبينم، شنيدهام نقش تو در اين نمايش پر نور و شكوه، نقش آن «شاهدخت ايرانـى» است كه اسير تاتارها شده است.
جرالدين، شاهزاده باش و بـمان، ستاره باش و بدرخش، اما اگر فرياد تحسينآميز تماشاگران، عطر مستى آور گلهايى كه برايت فرستادهاند، تو را فرصت هوشيارى داد در گوشهاى بنشين، نامهام را بخوان و به صداى پدرت گوش فرادار...
من پدر تو هستم جرالدين!، من چارلى چاپلين هستم، وقتى بچه بودى شبهاى دراز بر بالينت نشستم و برايت قصهها گفتم، قصه ء «زيباى خفته در جنگل» قصهء «اژدهاى بيدار در صحرا». خواب كه به چشمان پيـرم مىآمد، طعنه اش مىزدم و مىگفتمش… برو در رؤياى دختر خفتهام، رؤيا مى ديدم، جرالدين! رؤيا، رؤياى فرداى تو، رؤياى امروز تو، دخترى مىديدم پريچهره، فرشتهاى مىديدم بر روى آسمان كه مىرقصيد و مىشنيدم، تماشاگران را كه مىگفتند: دختره را مىبينى؟ ! اين دختر هـمان دلقک پيره! اسمش يادته؟ چارلى؟ آری من چارلى هستم! من دلقک پيرى بيش نيستم! امروز نوبت توست، من با آن پتلون گشاد پارهپاره مىرقصيدم و تو در جامه ء حرير شاهزادگان مىرقصي! اين رقصها و بيشتر از آن صداى كف زدنهاى تماشاگران تو را به آسمانها خواهد برد، بـرو! آنجا هم برو! اما گاهى نيز بروى زمين بيا و زندگى مردمان را تماشا كن، زندگى آن رقاصان دورهگردِ كوچههاى تاريک را كه با شكم گرسنه مىرقصند و با پاهايى كه از بينوايى مىلرزد.
من يكى از اينان بودم جرالدين! در آن شبها، در آن شبهاى افسانهاى كودكى كه تو با لالايى قصههاى من بخواب مىرفتى ، من باز بيدار مىماندم، در چهره ء تو مىنگريستم، ضربان قلبت را مىشمردم و از خود مىپرسيدم، چارلى؟ آيا اين بچه گربه تو را نخواهد شناخت؟ تو مرا نمىشناسى جرالدين! در آن شبهاى دور قصهها با تو گفتم، اما غصههاى خود را هرگز نگفتم، اين نيز داستانى شنيدنى است. داستان آن دلقک گرسنهاى كه در پستترين محلات لندن آواز مىخواند و مىرقصيد و صدقه جمع مىكرد؛ اين داستان من است! من طعم گرسنگى را چشيدهام. من درد بىخانـمانـى را كشيدهام و از اينها بيشتر من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را كه اقيانوسى از غرور در دلش موج مىزند اما سكهء صدقهء رهگذر خودخواهى آن را مىخشكاند، احساس كرده ام! با اينهمه زندهام و از زندگان پيش از آنكه بميرند نبايد حرفى زد. داستان من بكار تو نمىآيد، از تو حرف بزنيم، بدنبال نام تو نام من است: چاپلين! با همين نام چهل سال بيشتر مردم روى زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند خود گريستم. جرالدين! در دنيايى كه تو زندگى مىكنى ، تنها رقص و موسيقى نيست، نيمه شب هنگامى كه از سالن پرشكوه تئاتر بيرون مىآيى آن تحسينكنندگان ثروتـمند را يكسره فراموش كن، اما حال آن راننده ء تاكسى را كه تو را به منـزل مىرساند، بپرس، حال زنش را هم بپرس، و اگر آبستـن بود و اگر پولى براى خريدن لباسهاى بچهاش نداشت، پنهانى پولى در جيبش بگذار...
به نماينده ء خودم در بانک پاريس دستور دادهام، فقط اين نوع خرجهاى تو را بىچون و چرا قبول كند، اما براى خرجهاى ديگرت بايد صورت حساب بفرستى ...
گاهگاه با اتوبوس يا مترو شهر را بگرد، مردم را نگاه كن، زنان بيوه و كودكان يتيم را بشناس، و دست كم روزى يكبار با خود بگو: من هم يكى از آنها هستم. تو واقعاً يكى از آنها هستى، نه بيشتر... هنر پيش از آنكه دو بال دور پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پاى او را نيز مىشكند... وقتى به آنجا رسيدى كه خود را يک لحظه برتر از تماشاگران خود بدانى ، همان لحظه صحنه را ترک كن و با تاكسى خودت را به حومه ء پاريس برسان، من آنجا را خوب مىشناسم، از قرنها پيش آنجا گهواره كوليان بوده است در آنجا رقاصههايى مثل خودت خواهى ديد زيباتر از تو! چالاکتر از تو! و مغرورتر از تو! آنجا از نور كوركننده ء نورافكنهاى تئاتر شانزهليزه خبـرى نيست. نورافكنهاى رقاصان كولى تنها نور ماه است، خوب نگاه كن! آيا بهتر از تو نمىرقصند؟! اعتراف كن دخترم هميشه كسى هست كه بهتر از تو مىرقصد، هميشه كسى هست كه بهتر از تو مىزند، و اين را بدان كه در خانواده ء چارلى هرگز كسى آنقدر گستاخ نبوده است كه يک كالسكهران، يا يک گداى كنار رود سن، يا يک كولي هنرمند حومه ء پاريس را ناسزايى بگويد.
من خواهم مرد و تو خواهى زيست؛ اميد من آن است كه هرگز در فقر زندگى نكنى ، هـمراه اين نامه يک چک سفيد برايت مىفرستم، هر مبلغى كه مىخواهى بنويس و بگيـر، اما هـميشه وقتى دو فرانک خرج مىكنى با خود بگو سومين سكه مال من نيست، اين بايد مال يک مرد گمنام باشد كه امشب به يک فرانک نياز دارد، جستجويـى لازم نيست، اين نيازمندان گمنام را اگر بخواهى همهجا خواهى يافت. اگر از پول و سكه با تو حرف مىزنم براى آن است كه از نيروى فريب و افسون اين بچههاى شيطان خوب آگاهم. من زمانى دراز در سيـرک زيستهام و هـميشه و هر لحظه بخاطر بندبازانى كه بر ريسمانى بس نازک راه مىروند نگران بودهام، اما اين حقيقت را با تو بگويم دخترم، مردمان، روى زمين استوار بيشتر از بندبازان روى ريسمان نااستوار سقوط مىكنند!...
دخترم جرالدين پدرت با تو حرف ميزند؛ شايد شبى درخشش گرانبهاترين الماس اين جهان تو را فريب دهد، آن شب اين الماس ريسمان نااستوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمى است... شايد روزى چهره ء زيباى يک اشرافزاده تو را گول بزند و آن روز تو بندبازى ناشى خواهى بود و بندبازان ناشى هـميشه سقوط مى كنند. دل به زر و زيور مبند، زيرا بزرگترين الماس اين جهان آفتاب است و اين الماس بر گردن همه مىدرخشد... اما اگر روزى دل به مردى آفتابگونه بستى ، با او يكدل باش. به مادرت گفتهام در اين باره برايت نامهاى بنويسد. او عشق را بهتر از من مىشناسد، او براى تعريف يكدلى شايستهتر از من است.
كار تو بس دشوار است .... ميدانم كه پدران و فرزندان هـميشه جنگى جاودانى با يكديگر دارند. با انديشههاى من جنگ كن دخترم، من از كودكان مطيع خوشم نمىآيد با اين هـمه پيش از اين كه اشکهاى من اين نامه را تـر كند مىخواهم يک اميد به خود بدهم: امشب، شب نوئل است، شب معجزه است و اميدوارم معجزهاى رخ دهد تا تو آنچه را كه براستى مىخواستم بگويم دريافته باشى . چارلى ديگر پير شده است، جرالدين دير يا زود بايد به جاى آن جامههاى رقص، روزى هم لباس عزا بپوشى و بر سر مزار من بيايى. حاضر به زحمت تو نيستم، تنها گاهگاهى چهره ء خود را در آيينهاى نگاه كن آن جا مرا نيز خواهى ديد، خون من در رگهاى توست و اميدوارم حتى آن زمان كه خون در رگهاى من مىخشكد، چارلى را، پدرت را، فراموش نكنى ، من فرشته نبودم اما تا آنجا كه در توان من بود تلاش كردم تا « آدم» باشم تو نيز تلاش كن تا حقيقتاً آدم باشى. رويت را مىبوسم.
يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند
قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن :
اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد
هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست
وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد
هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد
هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن
اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند.
در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است .
وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند
اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي
احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد
هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي.
اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله (آن هم در حالي که خرد کن روشن است) مي افتند .
مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند البته بعد از اينکه کار را به سختي انجام داده باشيد
هر چه بيشتر سعي کنيد چيزي را از مادرتان پنهان کنيد او بيشتر به وب کم شبيه مي شود
امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي 80%
وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است ( اين قانون به وفور شاملت ميشه مخصوصا اگه مثه من اهل جزوه نوشتن هم نباشي و جزوه ها رو آخر ترم از کسي بگيري و کپي بزني )
قوانين اتوبوسي مورفي :
اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد
اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است
اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري
هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد
مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد )
اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد
قوانين كامپيوتري مورفي :
ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود
اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد
قوانين عاشقانه ي مورفي :
همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد
هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است
شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است )
ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با ميزان علاقه تو به آنها
چيزهايي که يک زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي کند همانهايي اند که چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت
فلسفه مورفي :
" لبخند بزن... فردا روز بدتريه "
و اما سرنوشت خود آقاي مورفي :
يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه بقل که بقيه راه رو با تاکسي بره.
همينجوري ريلکس کنار بزرگراه واستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده تپٌي مي زنه بهش و مي ميره.اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده
. حالا فکر کن !!!!.... با يه لباس سفيد کنار يه بزرگراه شلوغ واستاده باشي. بعد يه گاگولي در جهت مخالف بياد بهت بزنه و بميري
جمله ي معروفش روي لبش بوده :
اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه اون همون يه راه رو پيدا مي کنه
- ساعت 4 صبح که از خواب بیدار شده اید و برای آب خوردن به طرف آشپزخانه رفته اید در بین راه Mail هایتان را چک کنید!
2-وقتی از اینترنت خارج می شوید احساس پوچی می کنید انگار که عزیزی را از دست داده باشید!
3-تصمیم می گیرید یکی دو سالی بیشتر در دانشگاه باشید فقط برای دسترسی رایگان به اینترنت!
4-در نامه های پستی هم از علائمی مانند (<:) استفده می کنید با اینکه کاری انجام نمی دهد!
5-وقتی می خواهید بخندید سرتان را 90 درجه به سمت چپ می چرخوانید (به مطلب 4 رجوع شود)
6-تکلیف هایتان را به صورت HTML در می آورید و آدرس آن را به استادتان می دهید!
7-سگتان هم برای خودش یک صفحه وب دارد!
8-شب ها خواب هایتان را با فرمت HTML می بینید!
9-سن خودتان را به صورت 3 ایکس بیان می کنید!
10-پسرتان جواد را به صورت Java صدا می کنید!
11-همسرتان را به صورت زیر معرفی می کنید:
شوهر تان را به صورت --> Hossein@Work. Biz شوهرتان حسین شاغل است.
زن تان را به صورت --> Elahe@Kitchen. Home --->زن تان الهه خانه دار است.
12-آدرس منزلتان را به این صورت روی فرم ها و پاکت نامه می نویسید:
http://Rafsanjan. Janbazan27. ave/no21. html
13-همه دوستانتان یک @ (ات) در اسمشان هست مثل اتابک !
14-از اینکه نمی توان در یک آگهی ترحیم آدرس ایمیل جدید مرحوم را نوشت ناراحت هستید!
15-تنها ارتباط تان با اعضای منزل از طریق ایمیل هست!
16-انتخاب بین پرداخت قبض آب یا قبض اشتراک اینترنت آسان است،باید مدتی بی آبی بکشید!
17-خانم شما یک گلا گیس بر روی مانیتور می گذارد تا به شما یاد آوری کند چه قیافه ای دارد!
18-بر روی دکمه های کنترل تلویزیون تان هم دابل کلیک می کنید!
19-نیمی از سفرتان را در هواپیما در حالی طی می کنید که کامپیوتر کیفی تان بر روی پاهایتان و بچه تان در جعبه بالای سرتان قرار دارد!
در 4 سالگی ... موفقیت یعنی ... خیس نکردن شلوار
در 12سالگی ... موفقیت یعنی ... پیدا کردن دوست
در 18 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن گواهینامه
در 20 سالگی ... موفقیت یعنی ... امکان ازدواج
در 35 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن پول
در 50 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن پول
در 60 سالگی ... موفقیت یعنی ... امکان ازدواج
در 70 سالگی ... موفقیت یعنی ... داشتن گواهینامه
در 75 سالگی ... موفقیت یعنی ... پیدا کردن دوست
پانزده قانون افزایش بازدید کنندگان
1- قالب وبلاگ زیبا و شیک داشته باشیم (به عنوان پیشنهاد به این آدرس مراجعه کنید )
2- تعداد پست هایتان در صفحه اصلی وبلاگ بیشتر از 5 عدد نباشد.
3- عنوان پستهای خود و لینک صفحه را در قسمت پیوندهای وبلاگ بگذارید . تا مراجعین بدون استفاده از آرشیو موضوعات مورد علاقه را ببینند.
4- سعی کنید هر چه می توانید مطلب به درون وبلاگ بریزید چون یکی از بهترین مواردی که به شکل دائم مشتری برای وبلاگتان می آورد همین تعداد واژه هاست هر چه کلمات بیشتری در باکس داشته باشید گوگل و یاهو مشتری بیشتری برایتان خواهند فرستاد مخصوصا اگر مطالب باب دل سرچگرها باشد. ( به عنوان مثال می توانید مطالب اینجا در وبلاگتان تخلیه کنید !!! )
5- تعداد پیوندهای خود را بالا ببرید با تبادل لینک
6- کمتر از عکسهای بزرگ و پر حجم استفاده کنید
7- نامی کوتاه و زیبا بر وبلاگ بگذارید به این اسم ها توجه کنید :
خانه غم
نوشته های یک پسر تنها
تنها ترین انسان
کلبه وحشت
آشیانه تنهایی
غمکده
مطمئن باشید اگر نام وبلاگتان اینگونه باشد تنها خودتان بازدید کننده وبلاگ خواهید بود.
8- از اسامی لاتین جدا خوداری کنید چون وضعیتی همانند قانون قبلی خواهد داشت .
9- به وبلاگ دیگران سر بزنید و برایشان پیامهای کوتاه و محبت آمیز بنویسید .
10- وبلاگهای پرطرفدار را بیابید و همواره به آنجا سر بزنید و پیام بگذارید چون بسیاری از بازدید کنندگان آنها از طریق پیام شما وبلاگتان را خواهند یافت.
11- از ارسال پستهای کوتاه جدا پرهیز کنید تا جای که می توانید به مطالب آب ببندید و یا از این ور و آن ور داستان و مطلب کش روید!!!
12- برای وبلاگ خود یک موضوع جالب و جذاب بیابید و سعی کنید مخاطبین علاقه مند به آن را جذب کنید
13- به پیام های توهین آمیز توجه نکنید اما همواره در رفع اشکالات کوشا باشید
14- وبلاگ یک فضای عمومی است به هیچ وجه یکدیگر را با اسم و نام کوچک لینک نکنید .! مهم " نام وبلاگ " هر وبنویس است. بیچاره بازدید کننده ای که به پیوندهای شما مراجعه کند !
15- در سایت های آمارگیری که ریز اطلاعات بازدیدکنندگان را می دهند ثبت نام کنید تا از این طریق نگاه دقیق تری به کل عملکردتان داشته باشید . (به عنوان مثال به اینجا مراجعه کنید )
سلام دوستان عزیز
ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم.
یه بخش گرافیکی که شامل آموزش بعضی نرم افزارها و کارهای گرافیکی مثل کارت ویزیت پوستر و... و
اصول کار اینها شامل می شود .
برای دیدین صفحه گرافیک روی آدرسش کلیک کن
http://www.eshterak1-graphic.blogfa.com
در پناه حق
من در نظر دارم که اگر کسی از دوستان از جمله خود شما که این را می خوانید حرف قشنگی مطلب قشنگی از جمله آموزشی ،شعر ،داستان، خاطره ، جوک و... دارد در وبلاگم بنویسم که اگر نام خودش هم بگوید به عنوان نویسنده در آخر مطلبش می نویسم .(مطلب قشنگت را در قسمت نظر بنویس یا به آی دی من یا میل من که در پایین براتون نوشتم بفرستد که من بستگی به موضوع شما آن را در وبلاگم می گذارم مثلاً شعر را در قسمت کتاب وبلاگ می گذارم )
موفق باشید یا حق
این قسمت شامل مطالب اسلامی است که برای اونایی که مسلمان شیعه هستند جالب هستش
در تعبیر خواب که چه روزهایی درست وچه روزهایی درست نیست
خصوصیات افراد با اول حرف افراد بوسیله حروف ابجد
داستان هايي در مورد حضرت صاحب الزمان (عج)
با سلام
فرا رسیدن سال روز تولد پیامبر اسلام(ص) و امام جعفر صادق(ع)رو به همه دوستان تبریک می گویم.
اینم یک کلیپ ویدیو قشنگ که تقدیم می کنم به تمام مسلمانهای جهان.
سلام خوبید
می تونید جکهای با مزه و با حال رو بخونید بیش از ۵۰۰ جک و هر هفته ۱۰ تا جک اضافه می شود.
در این بخش می تونید از شعر- داستان و رمان استفاده کنید بر روی هر موضوعی که دوست
دارید کلیک کنید تا ببینید.
در این بخش می توانید از آموزش کامپیوتر استفاده کنید بر روی هر موضوع کلیک کنید تا ببینید .
خدایا
من در کلبه فقیرانه خود
چیزی را دارم
که تو در عرش کبریایی خود نداری
من چون تو را دارم
و تو چون خود نداری
امام زین العابدین(ع)
![]()

